
بنويس! بابا انار دارد: معلم مي گويد
و او به ياد مي آورد دست هاي لرزان بابا هيچ اناري ندارد،
ميان شيارهاي پينه بسته دستانش، جز رنج چيز ديگري نيست.
معلم هجي مي کند انار مي شنود «فقر»؛
معلم مي گويد:«نان دارد»، مي داند که، دروغ است هيچ ناني ندارد،
معلم مي گويد:«آن مرد در باران آمد» مي نويسد، آن مرد در باران رفت و هرگز نيامد.
داستان فقر، داستان کهنه ايست،
فقر، دستان گشاده اي دارد که گاه بي هراس از در و ديوار يک خانه بالا مي رود
و تا سقف تحمل آدم ها، نفسگير مي شود.
نه آدم ها شبيه همند و نه خواسته هايشان شبيه تر،
آنقدر که همه دخترک ها به فکر چشمان عروسکند
و پسرک ها در پي فهم تير تفنگ؛
همه مردها زندگي را با تمام ابعادش براي چار ديواري خانه هايشان مي خواهند
و همه زن ها در آرزوي آنند که هيچ وقت فرزندانشان الفباي گرسنگي را نياموزند،
فقر براي خيلي ها آشناست ....

يك سقا در هند ، دو كوزه بزرگ داشت كه
هر كدام از آنها را از يك سر ميله اي آويزان مي كرد
و روي شانه هايش مي گذاشت .
در يكي از كوزه ها شكافي وجود داشت .
بنابراين در حالي كه كوزه سالم ،
هميشه حداكثر مقدار آب ممكن را از رودخانه
به خانه ارباب مي رساند ،
كوزه شكسته تنها نصف اين مقدار را حمل مي كرد .
براي مدت دو سال ،
اين كار هر روز ادامه داشت .
سقا فقط يك كوزه و نيم آب را به خانه ارباب مي رساند .
كوزه سالم به موفقيت خودش افتخار مي كرد ،
موفقيت در رسيدن به هدفي كه به
منظور آن ساخته شده بود .
اما كوزه شكسته بيچاره از نقص خود
شرمنده بود و از اينكه تنها مي توانست
نيمي از كار خود را انجام دهد ، ناراحت بود .
بعد از دو سال ، روزي در كنار رودخانه ،
كوزه شكسته به سقا گفت :
من از خودم شرمنده ام
سقا پرسيد :
( چه مي گويي ؟ از چه چيزي شرمنده هستي ؟ )
كوزه گفت :
( در اين دو سال گذشته من تنها توانستم نيمي
از كاري را كه بايد ، انجام دهم .
چون شكافي كه در من وجود داشت ،
باعث نشتي آب در راه بازگشت به خانه ارباب مي شد .
به خاطر تركهاي من ، تو مجبور شدي
اين همه تلاش كني ولي باز هم به
نتيجه مطلوب نرسيدي .)
سقا دلش براي كوزه شكسته سوخت و
با همدردي گفت :
( از تو مي خواهم در مسير بازگشت به خانه ارباب ،
به گلهاي زيباي كنار راه توجه كني .)
در حين بالا رفتن از تپه ،
كوزه شكسته ، خورشيد ره نگاه كرد كه چگونه
گلهاي كنار جاده را گرما مي بخشد
و اين موضوع ، او را كمي شاد كرد .
اما در پايان راه باز هم احساس ناراحتي مي كرد .
چون ديد كه بازهم نيمي از آب ،
نشت كرده است .
براي همين دوباره از صاحبش عذرخواهي كرد .
سقا گفت :
من از شكافهاي تو خبر داشتم و از آنها استفاده كردم .
من در كناره راه ،
گلهايي كاشتم كه هر روز وقتي از رودخانه برمي گشتيم ،
تو به آنها آب داده اي .
براي مدت دو سال من با اين گلها ،
خانه اربابم را تزيين كرده ام .
بي وجود تو ، خانه ارباب نمي توانست اين قدر زيبا باشد
روزهای تکراری ... روزهای بی خبری ... روزهای تنهایی و سکوت
... روزهای ... بهاری !!
تنها فايده ی اين بهار خوابيدن هياهوی سر سام آ ور شب عيد خيابان هاست
و تعطيلات کوتاه سيزده روزه اش و بس !
وقتی عقربه ها با هم مسابقه گذاشته اند و شرط بسته اند که نيايی
و تو هم نمی آيی چرا مثل يک نوار تکراری بخوانم
از زيبايی بهار و گل و پروانه و دشت و شکوفه !؟
وقتی آدم برفی ها بی مرثيه خوان می ميرند
و تو باز هم نمی آيی چرا به شور و نو شدن بينديشم !؟
من از دست نيامدن هايت خسته می شوم آخر روزی ...
من از دست تو و اين بهاری که بی تو با من بی حوصله هی دالی می کند
و میرود تا سيصد و اندی روز ديگر دوباره بيايد
و مرا حرص بدهد خسته می شوم آخر روزی ...
بيست و پنج سال تمام نيامدی ، ديگر اگر بيايی هم نمی شناسمت ،
اما بيا ... حتی اگر شده نا شناس ،
حتی اگر شده برای چند لحظه ...
موج زمان می گذرد و ما را به همراه می برد
و هرگز منتظر نمی شود که درخت شادمانی
بشر لحظه ای به روی آن ريشه دواند. مائيم که
در اين امواج بيکران غوطه وريم و هر لحظه بيم
شکستن کشتيمان و غرق شدنمان می رود .
موقع به پايان رسيدن اين روزگار ناپايدار هم فرا خواهد رسيد ...
بیش از این مرا چشم به راه مگذار
... پس تو کجای این روز و شبی ؟
شهر تو کجای اين زمين بود اين همه دور ؟
تمام مردم ايستگاه می شناسندم
بس که من هر روز شاخه گلی به دست به دنبال مهربانی تو
هی طول قطار را رفتم و آمدم

پادشاه اسپانیایی، به دودمان خود بسیار می بالید.
همچنین مشهور بود که با ضعیفان بی رحم است
.
یک روز، با نزدیکان خود در دشت آراگون راه می رفت که سالها قبل،پدرش در جنگی در آن کشته شده بود
.
در آنجا به مرد مقدسی برخوردند که در میان توده عظیمی از استخوانها ،چیزی را جستجو می کرد
پادشاه پرسید: آنجا چه کار می کنی؟
،مرد مقدس گفت: اعلی حضرتا، سر بلند باشید.
هنگامی که شنیدم پادشاه اسپانیا به اینجا می آید
.
تصمیم گرفتم که استخوانهای پدرتان را پیدا کنم و به شما بدهم.اما هر چه نگاه می کنم نمی توانم پیدایش کنم
.
مثل استخوانهای کشاورزان، فقرا، گدایان و بردگان است
آيا ميدانستي که داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند؟
آيا ميدانستي که مدت زمان گردش سياره
عطارد بدور خود دو برابر مدت زمان گردش آن بدور خورشيد ميباشد؟
آيا ميدانستي که 90 درصد سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است؟
آيا ميدانستي که قلب ميگو ها در سر آنها قرار دارد؟
آيا ميدانستي بعد از مرگ انسان قلب انسان چهار ساعت و ششها شش تا هشت ساعت،
کبد دوازده ساعت، لوزالمعده هفده ساعت و کليه ها بيست و چهار ساعت بدون اکسيژن زنده هستند؟
آيا ميدانستي درازترين جانور يک نوع کرم خاکي است که درازای آن به بيش پنجاه و پنج متر ميرسد؟
آيا ميدانستي که آچار فرانسه را فرانسوي ها درست نکردند بلکه اين سوئدی ها بودند که اين آچار اختراع کردند
و جالبتر اينکه در خود فرانسه اين آچار بنام آچار انگليسي معروف است؟
آيا ميدانستيد که اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند؟
آيا ميدانستي که شمپانزه ها قادرند مقابل آينه چهره خود را تشخيص دهند اما ميمونها نميتوانند؟
آيا ميدانستي که قلب والها تنها 9 بار در دقيقه ميتپد؟
آيا ميدانستي که اولين كليساي ساخت بشر يعني كليساي پطرس مقدس در انطاكيه ترکيه ميباشد؟
آيا ميدانستي اگر سر لاشخور مو يا پر داشت هنگامي كه با منقار خود
از گوشت لاشه تغذيه مي كرد، ميكروبها وارد موهايش مي شدند
و همان جا رشد مي كردند اما بي موئي سر لاشخور باعث مي شود
كه كله اين حيوان در معرض تابش مستقيم آفتاب قرار گيرد
و در نتيجه ميكروبها روي سرش از بين بروند؟
آيا ميدانستي چين بيشتر از هر کشوری همسايه دارد، چين با سيزده کشور هم مرز است؟
آيا ميدانستي درازترين دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به سه متر ميرسد؟
آيا ميدانستي قدمت خالکوبي به بيش از 5000 سال ميرسد؟
آيا ميدانستي که كبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمي تواند تخم بگذارد،
اما اگر خود را در آيينه ببيند به تصور اينكه كبوتر ديگري وجود دارد تخم ميگذارد؟.
آيا ميدانستي که مردها از 100 هزار سال پيش شروع به اصلاح کردن صورتهای خود کرده اند،
آنها به کمک گوش ماهي و صدفها اين کار را انجام ميدادند؟
آيا ميدانستي خليج فـارس 500 هزار سال قدمت دارد؟
آيا ميدانستي که تنها با خوردن يك عدد گوجهفرنگي در روز نزديك
به نصف نياز روزانهتان به ويتامين ث را دريافت ميكنيد؟
آيا ميدانستي که اردني ها چاقترين مردمان دنيا را دارند، بهتر از اين را هم بدانيد
که هفتاد و پنج درصد از خانومها و شصت درصد آقايون اردني چاق هستند؟
آيا ميدانستي که اولين مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند؟
آيا ميدانستي 50 درصد جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده است؟
آيا ميدانستي که مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد و
تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند؟
آيا ميدانستي که آدولف هيتلر گياهخوار بوده است؟
آيا ميدانستي که از 294 کشور جهان، صد و بيست کشور آن مجازات اعدام را ندارند؟
آيا ميدانستي که كانگوروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند؟
آيا ميدانستي بزرگترين مجسمه بودا در چين قرار دارد که بلندای
آن چهارصد و شانزده متر و پهنای آن شصت و هشت متر ميباشد.
آيا ميدانستي در برج ايفيل دو ميليون و نيم پيچ به کار رفته است؟
آيا ميدانستي که پياز بعلت داشتن انسولين گياهي و اينولين برای
مبتلايان به مرض قند مفيد بوده و قند خون را پايين مياورد؟
آيا ميدانستي که اصلاح صورت را اسکندر مقدوني مد کرد؟
بطوری که هرگز اصلاح نکرده به ميدان جنگ نمي رفت؟
آيا ميدانستي که قويترين زلزله ايي که تا بحال در جهان رخ داده
و به ثبت رسيده است در سال 1960
در اقيانوس آرام نزديک کشور شيلي رخ داد که قدرت آن نه و نيم ريشتر
بود که فقط سه هزار نفر جان خود را از دست دادند؟
آيا ميدانستي لباس قرمز و سفيد بابا نوئل از شرکت کوکاکولا به يادگار مانده است،
سال 1931 ميلادی شرکت کوکاکولا برای تبليغات خود از اين رنگها در لباس بابا نوئل استفاده کرد؟
آيا ميدانستي زالو دارای يازده معده و سه دهان ميباشد و هر دهان داری صد عدد دندان ميباشد،
جالب است اين را هم بدانيد که يک وعده خون مکيدن ميتواند زالو را يک سال زنده نگه دارد؟
آيا ميدانستي دقت بزرگترين تلسکوپي که در حال ساخت است ،
پنج هزار ميليــــــــــــارد برابر از چشم معمولي قويتر است،
جالب است بدانيد که با اين تلسکوپ ميشود فاصله ای به مسافت
سيزده ميليارد سال نوری را مشاهده کرد؟
آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند كه نوشيدن قهوه
در طولاني مدت در فشار خون خانمها تعادل ايجاد ميكند
در حالي كه نوشيدن كوكاكولا باعث ايجاد فشار خون ميشود؟
آيا ميدانستي که زبان انگليسي دارای بيشترين کلمه ميباشد،
تعداد کلمات در زبان انگليسي بيشتر از نيم ميليون واژه ميباشد؟
آيا ميدانستي که زرتشت يعني ستاره زرين؟
آيا ميدانستي قطر شاهرگ گردن شش ميليمتر ميباشد؟
آيا ميدانستي که پژوهشگران مدعي هستند که با برداشتن تخمدانها
توسط عمل جراحي عمر بيمار بطور متوسط هشت سال کمتر ميشود؟
آيا ميدانستي که اسکنر 48 سال پيش اختراع شده است؟
آيا ميدانستي که حدود 100 سال پيش پزشکان آمريکايي بر اين عقيده بودند،
زناني که خيلي باهوش هستند باردار نمي شوند؟؟
آيا ميدانستي که سطح آب درياها در عرض صد سال اخير ده تا بيست سانتيمتر بالا آمده
و جالب اينجاست که سه سانتيمترش در عرض اين ده سال آخر بوده است،
بد نيست اين را هم بدانيد که
طبق برآوردی که دانشمندان کردند شهرهايي چون کلکته، لندن،
نيويورک و بخش زيادی از بنگلادش در عرض صد سال آينده زير آب خواهند رفت؟
به طور مطلوب دريافت آب بدن، بايد براي تامين نيازهاي متابوليک،
تعادل دفع محسوس و نامحسوس آب و نيز حفظ غلظت قابل تحمل مواد
محلول در ادرار کافي باشد. آيا اين کار آسان به نظر ميرسد؟
نياز متابوليکي تحت تاثير اندازه و ترکيب بدن، فعاليت بدني و تب است.
دفع محسوس آب (غير از دفع کليوي) مانند آب دفع شده در عرق و نيز
دفع غيرمحسوس از طريق ريهها، مطابق با ميزان فعاليت، ارتفاع از
سطح دريا، ميزان رطوبت و درجه حرارت محيط تغيير مي کند.
ميزان مواد موجود در مايعات کليه، به ترکيب رژيم غذايي فرد بستگي
دارد. با توجه به نکات ياد شده و ديگر متغيرهايي که بر ميزان مورد
نياز آب تاثير ميگذارند، واضح است که برآورد نياز هر فرد به آب
کاري ساده بوده و نياز افراد مختلف به آب متفاوت ميباشد. با اين حال
اغلب مردم با اين توصيه که " بزرگسالان بايد 8 ليوان در روز آب
بنوشند"، آشنا هستند. اين توصيه از کجا به دست آمده و آيا در مورد
همه صدق مي کند يا خير؟
|
يک ميلي ليتر آب به ازاي هر يک کيلو کالري انرژي دريافتي براي بزرگسالان در شرايط متعارف توصيه ميشود. |
به نظر مي رسد توصيهي مصرف 8 ليوان آب در روز از اين جا
حاصل شده که براي بيان اهميت مصرف کافي آب، راهنماي خاصي
مورد نياز بوده و در عين حال اين توصيه براي عموم مردم قابل درک
و فهم است.
عملاً يک سي سي آب به ازاي هر کيلو کالري انرژي دريافتي براي
بزرگسالان در شرايط متعارف توصيه ميشود. مدلهاي باليني اغلب
براساس يک مرد 70 کيلوگرمي پايه ريزي شدهاند. انرژي مورد نياز
براي يک مرد 19 تا 50 ساله حدود 38 تا 41 کيلوکالري به ازاي
کيلوگرم وزن براي فعاليت سبک و متوسط در روز است. اين يعني
2260 تا 2870 سي سي يا حدود 11 تا 12 ليوان آب در روز.
غذاهاي جامد تقريباً 3 ليوان آب و اکسيد اسيون مواد غذايي حدود يک
ليوان آب را در روز براي بدن تامين ميکنند. پس حدود 7 تا 8 ليوان
آب در طول روز بايد مصرف شود.
نوشيدن 8 ليوان قهوه برابر نوشيدن 8 ليوان آب نيست، زيرا قهوه
داراي کافئين است و کافئين باعث افزايش دفع ادرار ميشوند.
|
کاهش مزمن آب بدن موجب کاهش فعاليت غدد بزاقي، افزايش خطر ايجاد سنگهاي کليوي در افراد مستعد، سرطان سينه و چاقي در دوران کودکي ميشود. |
آيا به علت اينکه راهنما براساس يک مرد 70 کيلوگرمي پايهريزي شده
کاربرد آن محدود است؟
وجود اختلاف زياد مثلاً تفاوت در وزن، ترکيب بدن، ميزان فعاليت يا
شرايط محيطي باعث ميشوند که اين توصيه کمتر قابل استفاده باشد.
براي افرادي که خيلي کم وزن تر يا سنگين تر از اين ميزان متوسط
هستند مقدار آب مورد نياز روزانه به شکل زير قابل محاسبه ميباشد:
100 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي 10 کيلوگرم اول
50 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي 10کيلوگرم دوم
15 تا 20 ميلي ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن براي مابقي وزن
براي مثال آب مورد نياز يک فرد 40 ساله با 170 کيلوگرم وزن به
شکل زير محاسبه ميگردد:
(1000 سيسي = 10 کيلوگرم اول) + (500 سيسي = 10 کيلوگرم
دوم) + (3000 سيسي = 150 کيلوگرم باقي مانده) = 4500 سيسي
فردي با اين سايز احتمالاً آب بيشتري از طريق مواد جامد دريافت
مينمايد؛ چرا که ميزان بيشتري غذا ميخورد. با اين حال ميزان آب
مورد نياز روزانهي او حدود 14 ليوان ميباشد.
با استفاده از اين روش آب مورد نياز روزانهي يک فرد 70 کيلوگرمي،
2500 سيسي است. به طور تقريبي به ازاي هر 12 کيلوگرم وزن
بيشتر از 70 کيلوگرم (براي افراد زير 50 سال) يک ليوان آب اضافي
مورد نياز ميباشد.
افراد سالم به ندرت با مصرف بيش از حد آب در معرض مسموميت با
آب قرار ميگيرند. برعکس، افراد بيشتر در معرض از دست رفتن آب
بدن هستند. از دست رفتن فقط 2 درصد از آب بدن موجب اختلالات
فيزيولوژيک مي گردد. کاهش مزمن آب بدن موجب کاهش فعاليت غدد
بزاقي، افزايش خطر ايجاد سنگهاي کليوي در افراد مستعد، سرطان
سينه و چاقي در دوران کودکي ميشود.
پس براي حفظ سلامتي خود در طول روز آب بنوشيد.
اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي،
بوته اي در دامنه اي باش
ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد
اگر نمي تواني بوته اي باشي،
علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه
راهي را شادمانه تر كن
اگر نمي تواني نهنگ باشي،
فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش
ترين ماهي درياچه!
همه ما را كه ناخدا نمي كنند،
ملوان هم مي توان بود
در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ و كارهاي كمي
كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست ،
چندان دور از دسترس نيست
اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش.
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره
بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي
بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه
بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه
بدترين درد اين است يكي بميره .
بعد از مرگش بفهمي كه دوستت
داشته
......!!!

